بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
گرم تو دوستی از دشمـنان ندارم باک مرا اميد وصال تو زنده میدارد و گر نه هر دمم از هجر توست بيم هلاک نفـس نفـس اگر از باد نشنوم بويش زمان زمان چو گل از غم کنم گريبان چاک رود به خواب دو چشم از خيال تو هيهات بود صـبور دل اندر فراق تو حاشاک اگر تو زخم زنی به کـه ديگری مرهـم و گر تو زهر دهی به کـه ديگری ترياک بـضرب سيفـک قتـلی حياتـنا ابدا لان روحی قد طاب ان يکون فداک عنان مپيچ که گر میزنی به شمشيرم سـپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک تو را چنان که تويی هر نـظر کـجا بيند به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک بـه چشم خلق عزيز جهان شود حافظ کـه بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک حضرت حافظ
برچسبها: حافظ