بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
تصویر تو را می بینم ترجیع بند دلم شده ای نازنین می روم و می آیم و از تو می نویسم گرچه فاصلۀ بین ما اندک نیست وُ دست دلم به تو نمی رسد هر بار که ماه را ببینم، آرام می شوم دلخوش به اینکه آسمان ما یکی ست حالا که نیستی چه فرقی می کند روز باشد یا شب، بهار باشد یا پاییز قصه این است که در گذر همۀ فصل ها من دلم فقط تو را می خواهد ماندانا پیرزاده
برچسبها: ماندانا پیرزاده