بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن ما ننگ خاص و عامیم از ننگ ما حذر کن سر گشتگان عشقیم نه دل نه دین نه دنیا از ننگ و بد برون آ آنگه بما نظر کن بیرون ز کفر و دینیم برتر ز صلح و کینیم نه در فراق و وصلیم رو نام ما دگر کن ما رحمت و امانیم ما جان جان جانیم بیرون ز هر گمانیم با ما ز خود سفر کن در عشق باده نوشیم مانند باده جوشیم بیهوش و هم بهوشیم بی سر چو پا تو سر کن دانی که ما چه جانیم کز جان و دل گرانیم با ما میا درین ره اینجا ز سر سفر کن حضرت مولانا
برچسبها: مولانا