بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری برو و بکش دو جامی که بسی ملال داری دل تست فارغ از غم که شراب عیش خوردی تو به عیش کوش و مستی که فراغ بال داری تو نشسته در مقابل من و صد خیال باطل که به عالم تخیل به که اتصال داری به کدام علم یارب به دل تو اندر آیم که ببینم و بدانم که چه در خیال داری به ترشح عنایت غم باز ماندهای خور تو که کاروان جانها به لب زلال داری چه خوش است از تو وحشی ز شراب عشق مستی که نه خستهٔ فراقی نه غم وصال داری وحشی بافقی
برچسبها: وحشی بافقی نوشته شده در ۱۴۰۳/۱۱/۱۸ساعت
11:47 توسط آدم برفی| |