بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
نميدونم کجاست چه ميکنه ولی ميدونم که ندارمش هيچ وقت نخواستم که تورو با چشمات به ياد بيارم نميخواستم که تو رو تو گم ترينه آرزوهام ببينم نميخواستم که بی تو به ديوارا بگم هنوزم دوستت دارم آخه تو هول و ولای پريشونيا تو رو نداشتم تو گير و دار، ای بابا دلتو هيچ حالمون خوش ای بی مروت ديگه دلی ميمونه که جور دل کبوتر بتپه که با شما از جون زندگيش بگه؟ بگه که هنوز زنده ست... هنوز زنده ست... هنوز زنده ست... هنوز زنده ست... هنوز زنده ست... اگه صدا صدای منه نفس اگه نفس تو بذار که اون خوش غيرتاش بدونن که دل دل بابايی دل نيست ديگه دل نميشه نه ديگه اين واسه ما دل نميشه مجتبی معظمی
برچسبها: اشعار دلنشین