بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
همه رفتن، کسی دور و برم نیست مسعود فرد منش
چنین بی کس شدن در باورم نیست
همه رفتن، کسی با ما نموندش
کسی حرف دل ما رو نخوندش
همه رفتن، ولی این دل ما رو
همون که فکر نمی کردیم، سوزوندش
خیال کردم که این گوشه کنارا
یکی داره هوا ی کار مارو
یکی هم این میون دلسوز ما هست
نداره آرزو آزار مارو
که کار ما از این هم باشه بدتر
یکی داریم دراین دنیای محشر
یکی داریم که از بنده نوازی
زند هر چند گاهی تقه بر در
که حاشا تقه یی بر در نخورده
که آیا زنده ایم یا جون سپرده
که حاشا صحبتی، حرفی، کلامی
که جزو رفته هاییم ما نمرده
عجب بالا و پایین داره دنیا
عجب این روزگار دلسرد از ما
یه روز دور و برم صد تا رفیق بود
منو امروز ببین تنهای تنها
برچسبها: مسعود فرد منش