بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
نسیم باز مرا با تو اشتباه گرفت دمی به ناز حجاب از رخت کنار زدی "پرنده پر زد" و "آهو رمید" و "ماه گرفت" به روی گردنت افتاد تاری از گیسو تمام گردنه را یک تن از سپاه گرفت دلی چنین که تو داری تصاحبش سخت است اگرچه آینه را می توان به "آه" گرفت تو را چنان وطنم از غریبه می گیرم اگر که دست تو در دست او پناه گرفت...!
علیرضا بدیع
برچسبها: علیرضا بدیع