بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
همین که چشم تو را دید، ریخت، ویران شد نگات، شیطنت آلود، کودکانه، ملیح درست آمد و در عمق سینه پنهان شد بدون جنگ و تعارف، دل مرا دزدید چه قدر زحمت کشور گشایی آسان شد! نهفته بود چه رازی در آن نگاه سیاه؟ نسیم بود ولی در من عین طوفان شد و هفت روز دگر، ریشه ی مرا خشکاند تمام کفر مرا کشت و در من ایمان شد برگرفته از وبلاگ زیبایی عشق به سکوته نه فریاد
ایمان طرفه
برچسبها: ایمان طرفه