بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
احساس در "الهه ی نازِ بنان" نبود بی شک اگر که خلق نمی شد "گناهِ عشق" دیگر خدا به فکرِ "شبِ امتحان" نبود بنشین رفیق! تا که کمی درد دل کنیم اندازه ی تو هیچ کسی مهربان نبود اینجا تمامِ حنجره ها لاف می زنند هرگز کسی هر آنچه که می گفت،آن نبود! لیلا فقط به خاطرِ مجنون ستاره شد زیرا شنیده ایم چنین و چنان نبود حتی پرنده از بغلِ ما نمی گذشت اغراقِ شاعرانه اگر بارِمان نبود گشتم،نبود،نیست... تو هم بیشتر نگرد! غیر از خودت که با غزلم همزبان نبود دیشب دوباره -از تو چه پنهان- دلم گرفت با اینکه پای هیچ زنی در میان نبود! امید صباغ نو
برچسبها: امید صباغ نو