بهترین اشعار برای تو که نیستی  

به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی

ای درخت آشنا

شاخه های خویش را

ناگهان کجا

             جا گذاشتی؟

یا به قول خواهرم فروغ*

دستهای خویش را

در کدام باغچه

                  عاشقانه کاشتی؟

این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:

چشمهای من به جای دستهای تو

من به دست تو آب می دهم

تو به چشم من آبرو بده

من به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:

ریشه های ما به آب

شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم!

 

قیصر امین پور


* اشاره به شعر فروغ فرخزاد:

دست هایم را

در باغچه می کارم

سبز خواهم شد

می دانم، می دانم، می دانم


برچسب‌ها: قیصر امین پور
نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۷/۲۳ساعت 17:41 توسط آدم برفی| |