بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
همچو اسماعیل به فرمان خدا رامت شوم حاجیان اندر دیار کعبه گشتند مهمان میزبان من بیا تا من که مهمانت شوم عید قربان است و هر که میدهد قربانی اش آرزو دارم که قربانی قربانت شوم عید روزه رفت و قربان، میرسد نوروز هم روز نوروز میرسی تا سبزی خوانت شوم باغبان از شوق گلبن میرود در خواب مست گلشن باغم بیا تا مست مستانت شوم دشت ها و باغها پر لاله و سنبل شده تا به کی خواهی که مجنون بیابانت شوم شاعر ناشناس
برچسبها: اشعار دلنشین