بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
با توبه چیزی از گنهم کم نمی شود سیب و بهشت و وسوسه با هم؟ نمی شود تا هر زمان که وسوسه ی سیب با من است تصویری از بهشت مجسم نمی شود حتا دگر به مائده راضی نمی شوم حوا شبیه حضرت مریم نمی شود رودست خورده ام و پشیمانم از گناه اما زمان توبه فراهم نمی شود حالا چه می شود که به من فرصتی دهند چیزی که از مقام خدا کم نمی شود پیدا نمی شود که بگوید کسی بلند آدم بدون وسوسه آدم نمی شود مرضیه فرج زاده
برچسبها: مرضیه فرج زاده