بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
دست های من کوتاه تو نردبان خواسته بودی من صندلی بودم با این همه فراموشم مکن وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای و به ماه فکر می کنی. حافظ موسوی
آرزوهایت بلند بود
برچسبها: حافظ موسوی نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۲۰ساعت
0:9 توسط آدم برفی| |