بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
مثل كبوتری كه اسير درخت نيست اين عشق بی بهانه نگاهش به تخت نيست تنها مرور دست تو را خواسته دلش پيراهنی كه حق دلش چوب رخت نيست می ميرم از نبودنت و صبر می كنم مرگ آن قدر كه شايعه كردند سخت نيست می ميرم و هنوز تو باور نمی كنی می ميرم و هنوز خيال تو تخت نيست اين قلب تيرخورده كه يک واقعيت است از جنس ابتذال نقوش درخت نيست حوای من، اسارت من در زمین تو تقصیر چشم توست، به تقدیر و بخت نیست ابراهیم واشقانی فراهانی
برچسبها: ابراهیم واشقانی فراهانی