بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟ من شور و شر موج و تو سرسختی ساحل روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟ هرکس به تو از شوق فرستاد پیامی من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی مغرور، ولی دست به دامان رقیبان رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟ «تنهایی و رسوایی»، «بیمهری و آزار» ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی
سرسبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
فاضل نظری
برچسبها: فاضل نظری نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۱۳ساعت
23:13 توسط آدم برفی| |