بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
مگر که صبر کنی با خودم کنار بیایم به من به دیده ی یک شمع نیم سوخته منگر به این امید که شاید شبی به کار بیایم عنان ریشه ی خود را به بادها نسپردم به خود اجازه ندادم ضعیف، بار بیایم مرا نسیم به نام ای گل شکفته! که باید به پیشواز تو با نام مستعار بیایم چگونه چون غزلی در صحیفه تو بگنجم؟ چگونه گوشه ی کاغذ به اختصار بیایم؟ سید مهدی موسوی
برچسبها: مهدی موسوی