بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
یکباره به روی همه در بستی و رفتی هر لحظهی همراهی ما خاطره ای بود اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی نفرین به وفاداریات ای دوست که با من پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی چون خاطرهی غنچهی پرپر شده در باد در حافظهی باغچه ها هستی و رفتی جا ماندن تصویر تو در سینهی من! آه! این آینه را آه که نشکستی و رفتی فاضل نظری
انگار که از مشت قفس رستی و رفتی
برچسبها: فاضل نظری نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۲۸ساعت
23:41 توسط آدم برفی| |