بهترین اشعار برای تو که نیستی
به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی
تا باد میان من و تو نامه رسان است موی من و آرامش تو در نوسان است دستی که مرا از تو جدا کرد نفهمید دعوا نمک زندگی همقفسان است هرچند که هر شاخه گلی رنگی و بویی… اما دَلگی خاصیت بوالهوسان است بگذار که اوقات تو را تلخ کنم گاه شیرینی بسیار، خوراک مگسان است هر روز زمین شاهد توفان مهیبی ست تا باد میان من و تو نامه رسان است دنیا که به کام من و تو نیست، نبودهاست بگذار ندانیم به کام چه کسان است! مژگان عباسلو
برچسبها: مژگان عباسلو